سيد جعفر سجادى

1108

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

حيوة و غيره و ديگر صفات ثبوتيهء اضافيه مانند خالقيت ، رازقيت و عليت و تمام صفات حقيقيه بازگشت مىكند بوجود متأكد و تمام صفات اضافى رجوع مىكند بيك اضافه كه قيوميت باشد . ( از اسفار ج 3 ص 24 - 25 ، 91 ، 155 - ش ص 313 - دستور ج 2 ص 243 ) صفات اجسام - ( اصطلاح عقلى ) اخوان صفات اجساد را بشرح زير شمرده‌اند طعم ، رنگ ، بوى سنگينى ، سبكى ، سكون ، نرمى ، زبرى ، سختى سستى ، و متكون از اخلاط اربعه است كه دم ، بلغم صفراء و سوداء است . و مركب از اركان اربعه و طبايع اربعه . . . ( رجوع شود به رساله پنجم از رسائل اخوان ص 197 ) پارهء از اصطلاحات تركيبى : صِفاتِ إضافيّه - رجوع شود به صفات . صِفاتِ إيجابيّه - رجوع شود به صفات . صِفاتِ ثبوتيّه - رجوع شود به صفات . صِفاتِ جَلاليَّه - رجوع شود به صفات . صِفاتِ جَماليَّه - رجوع شود به صفات . صِفاتِ حقيقيَّه - رجوع شود به صفات . صِفاتِ ذاتيَّه - رجوع شود به صفات . صِفاتِ فِعليَّه - صفات فعليه مانند رضى و رحمت صفاتى است كه روا باشد ذات حق باضداد آن متصف شود چنان كه متصف بسخط و غضب نيز شود . ( از دستور ج 2 ص 246 ) صِفاتِ نَفسيَّه - صفاتى كه روا نباشد ارتفاع آنها با بقاء ذات مانند جوهريت و موجوديت و گاه از اين اصطلاحات ملكات نفسانى را اراده كنند . ( از دستور ج 2 ص 244 ) صِفاتِ جَلال - صفات جلال عبارت از صفاتى است كه متعلق به قهر و عظمت و عزت باشد . صِفاتِ جَمال - ( اصطلاح عرفانى ) صفات جمال عبارت از : صفاتى است كه متعلق بلطف و رحمت باشد . صِفاتِ فِعل - ( اصطلاح عرفانى ) صفات فعل عبارت از صفاتى است مانند رضا و رحمت و سخط و غضب كه ممكن است خداوند بضد آنها نيز وصف شود . صِفاتِ نَفس - ( اصطلاح عقلى ) اخوان صفاتى چند براى نفس برشمرده‌اند بدين شرح ، جوهر ، روحانى ، سماوى ، نورانى ، حى بالذات ، علامهء بالقوه ، فعال بالطبع ، قابل تعليمات ، فعال در اجسام ، اجسام را به كار گيرد و در آنها تدبير كند ، متمم اجسام حيوانى نباتى است . ( رجوع برساله پنجم از رسائل اخوان ص 197 ) الصِفاتيَّه - ( اصطلاح كلامى ) گروهى مىباشند كه قائل به صفات ازلى از قبيل علم و قدرت و اراده و حيات و السمع و بصر و كلام و غيره مىباشند و بين صفات ذات و صفات فعل فرقى قائل نيستند . و اين گروه خود بر چند فرقه منقسم‌اند . . . ( از ملل و نحل شهرستانى ص 40 ) صَفا و مَروَة - ( اصطلاح فقهى ) دو كوه باشند در سرزمين مكهء معظمه كه حاجيان بايد هفت مرتبه فاصله ما بين آن